کوچولوهای امروز و آینده سازان فردا
ببینم فردا که بزرگ شدید مارو یادتون میاد
نوشته شده توسط eternity در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ساعت 19:7 موضوع | لینک ثابت
اگر خداوند تکه کوچکی زندگی به من ارزانی می داشت :
هنگامی که دیگران می ایستادند راه می رفتم، و هنگامی که دیگران می خوابیدند بیدار می ماندم، و هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم .
گلهای رز را، با اشكم آب میدادم، تا درد خارهایشان و بوسه گلبرگهایشان را حس كنم.
کمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می دیدم، چون دیگر میدانم که هر دقیقه که چشم برهم می گذارم شصت ثانیه نور را از دست می دهم.
به انسان ها نشان می دادم که چه در اشتباه اند که گمان می برند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند عاشق باشند، در حالیکه نمی دانند که آنها زمانی پیر می شوند که عاشق نباشند!
به هر کودکی دو بال می دادم، اما رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد.
به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه با سالخوردگی، که با فراموش شدن سر می رسد.
خدایا! اگر تکه ای زندگی می داشتم، نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم، نگویم که دوستشان دارم...به همه مردان و زنان می قبولاندم که محبوب من اند، و در کمند عشق زندگی می کردم.
خدایا! اگر دل در سینه ام همچنان می تپید، نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می کشیدم.
آه انسانها! از شما چه بسیار چیزها که آموخته ام، من دریافته ام که همگان می خواهند در قله کوه زندگی کنند، بی آنکه بدانند اصل همان چگونگی پیمودن راه است.
من دریافته ام که وقتی نوزادی برای اولین بار انگشت پدر را در مشت کوچکش می فشارد، او را برای همیشه به دام می اندازد.
دریافته ام که یک انسان فقط هنگامی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر باشد او را یاری دهد تا روی پای خود بایستد
نوشته شده توسط eternity در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ساعت 11:47 موضوع | لینک ثابت
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلی نشست
عشق آنشب مست مستش کرده بود بیخود از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای وندرین بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق دلخونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو .. من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلی ساختی من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ر بت غیر لیلا بر نیامد بر لبت
روزو شب اورا صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام سر می زنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
نوشته شده توسط eternity در سه شنبه سوم اسفند 1389 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت
با تو از خویش از نخواندم که مجابت نکنم
خواستم تشنه این کهنه شرابت نکنم
دستی از دور به هرم غزلم داشته باش
تا در این کوره احساس عذابت نکنم
گاه باران همه دغدغه اش باغچه نیست
سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم
هرکسی خاطره ای داشت گرفت از من و رفت
تو بیاندیش که تا بیهوده قابت نکنم

نوشته شده توسط eternity در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت
یکروز غضنفردبیر ادبیات میشه و سوال ترح میکنه به نزرتون چی میشه؟ شما هم در نغش شاگرد صر جلثه امطحانید دارید جواب میدین!!!!!!!
|
امتحانات فینال ادبیجات سال مدیوم
| |
|
شجره نامه خانوادگی(همراه با نمودارهای UML (: |
مدت پاسخگویی : جیک ثانیه
|
قسمت طشریهی بارم هر سوال، هرنمره
1-چرا خط مشکی روی اعلامیه مورب و کجه ؟
3-کل متن زیر را به فارسی جاری ترجمه کنید.
(( زندگی تکرار این چند مرحله است:
دوران نوزادی: زر زر و ونگ و ونگ
دوران کودکی: بازی و پفلنگ
دوران جوانی(دختر) : تغ تغ و دنگ و فنگ
دوران جوانی(پسر): شغ شغ و جفنگ
دوران بیکاری : غاز قلنگ
دوران عاشقی: مست و ملنگ
دوران پیری: تلق تلق و مفنگ
لحظه مرگ : شتلنگ))
قسمت تثتی
2-من زور ازبیت (( پسر چون ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر)) چیست؟
ا)پسری که نمیتونه جای پدرش بره سرکار ب)پسری که از پدرش خبر نداره
ج) پسری که به مال و اموال پدرش دسترسی نداره د) پسر بی عرضه
3-در بیت زیر درنگ معنایی چگونه است؟
(( بی سبب هرگز نمی گردد کسی یار کسی یار بسیار است تا گرم است بازار کسی
تا توانی سایه دیوار خود را بیش کن تا نگردی سایه جوی پای کسی))
ا)درنگ عمیق ب) درنگ لحظه ای ج)درنگ بی پایان
4-من زور از هنر دربیت زیر چیست؟
(( اگر هست مرد از هنر بهره ور هنر خود بگوید نه صاحب هنر ))
ا)پول و ثروت ب)تردسی ج) زبان دراز
5-معنی این بیت چیست؟
(( اگر از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق به جایی نرسد))
ا)اگه معشوق پول نداره عاشق نشو چون به جایی نمی رسی
ب)اگر کوشش کنی معشوق کش می آید
ج)اگه معشوق پول داره عاشق شو چون به جایی می رسی
6-جمله زیر چه نوع جمله ای است؟
(( وافریادا ز عشق وافریادا کارم به یکی طرفه نگار افتادا
یا داد دل شکسته دادا ،دادا یا من و عشق هرچه بادا بادا ))
ا)جمله اعتراضی ب) جمله تهدیدی ج)جمله هزیونی
7-من زور از جمله زیر چیست ؟
((لحظه دیدار نزدیک است ، باز من دیوانه ام ، مستم ، باز می لرزد دلم دستم ، باز گویی در جهان دیگری هستم ))
ا)من بیماری ام اس دارم ب) من دیوانه زنجیری مستقر در تیمارستانم ج) باز توهم زدم از نوع فانتزی
8-جای خالی عبارت زیر چسیت؟
در انتظار فرصت عمری تباه کردم ، فرصت -------------- بود من اشتباه کردم
ا)کیف پول بابا ب) عابربانک آقای باج زاده ج)وام خوداشتغالی
9-منظور از مرا در بیت زیر چیست ؟
(( گفتم ای سیم ذقن، گفت کرا می گویی گفتم ای عهد شکن ،گفت چها می گویی
گفتم ای آنکه نداری سر یک موی وفا گفت معلوم شد اکنون که مرا می گویی ))
ا)نامزد قبلی ام ب) دوست دوران uni ج) بربری
10-معنی کلمه بهترین در عبارت زیر چیست؟
((چه چیز بهترین است ؟؟ من آن بهترین را برایت آرزو می کنم!))
ا)مرگ ب) مرده شورت را ببرد ج) پول د) اینترنت پرسرعت
11-در عبارت زیر منظور از ناز چشم چیست؟
(( گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان محو که یکدم مژه برهم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستت ندهم ناز چشمان تو قدر مژه برهم زدنی ))
ا) چشم چرانی
ب)یه مژه رفته تو چشمم
ج) ناز کم کن که درین باغ بسی چون تو شکفت
12-فاعل جمله زیر کدام است؟
(( حمید! برنجتان شیه؟ حمید: ویلان بمانه تایلندیه))
ا)مادر شوهر ب) مادر زن ج) خود زن د) حمید
13-در عبارت زیر هم آوازی استعاره از چیست ؟
(( بی هم آوازی نفس از دل کشیدن مشکل است ))
ا)یار ب) کار ج) مال د)تار و گیتار
14-(( کاش بودی پدر و می دیدی خردسال سالخرده خویش را ، که این زمان آنقدر شجاعت یافته که بگوید : راست می گفتی پدر)) این عبارت چه می خواهد بگوید؟
ا)می گفته پسرکم هرگز عاشق نشو ب) گل پسر برو دنبال پول که درس و دانشگاه آبه
ج) هیچ راست نباید گفت ، هر راست نشاید گفت
15-کدام عبارت صحیح است؟
ا(زغال قلیونتیم ، بکش تا خاکستر شیم
ب) زغال قلیونتیم ریفیق، میسوزیم تا بسازیمت
د)سیگارتیم ، بکش تا دود شیم
نوشته شده توسط eternity در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389 ساعت 9:55 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها