سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه... یه چند روز پیش تو گروه تلگرامی منو دوستای دانشگاهیم که هفت نفر هستیم یه صحبتایی در مورد پناهنده شدن بعضیا و نوع برخورد با این افراد شد. بعد از اتمام چت تو گروه، یه تماس تلفنی با ا.م.پ. داشتم. بعدش یه متنی برام فرستاد خیلی خوب بود.
از حکیمی پرسیدند:
چطور فلان کس انقدر حیله می کند، گفت: فراموش کرده و وصل نیست!
گفتند: چطور فلان حاکم انقدر خون میریزد، گفت: فراموش کرده و وصل نیست!
گفتند: چطور برخی بر برخی ظلم روا میدارند، گفت: فراموش کرده و وصل نیست!
گفتند چه را فراموش و بکجا وصل نیست؟ گفت: فراموش کرده که همه انسان ها با هم برادر و خواهرند و اتصال خود را از انسان ها قطع کرده، پس به خدا وصل نیست، در نهایت انسانی که دچار این فراموشی شود و از زنجیره انسان ها خودش را جدا کند، نور درونش روبه خاموشی می رود و هر آنچه که بتواند را برای منافع خویش انجام میدهد.
امیدوارم هر کدوم از ماها تو هر جایگاهی هستیم، تواضع و برخورد صحیح رو فراموش نکنیم.
تا بعد
آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.