سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲ ساعت 9:24 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. امیدوارم حال همتون خوب باشه. گواهینامه رانندگی رو هم گرفتم و اینکه هیچ حس خوشحالی بهش ندارم. دلیلی نمی بینم تو این سن مجدد بخوام گواهینامه بگیرم. حالا بگذریم. رانندگی تو استرالیا داستانای خاص خودشو داره. موارد چالشیش ایناست:

  1. قوانین متفاوت رانندگی در هر ایالت
  2. جهت رانندگی! یعنی چی راننده سمت راست میشینه!
  3. محدودیت های سرعت
  4. رانندگی قانون‌مدارانه
  5. صندلی کودک
  6. جریمه‌های سنگین
  7. سیستم امتیازی منفی

این موارد به چشمم اومد که باید می گفتم. بسیار بسیار قانونمندانه رانندگی میکنن. عجب غریب. هم آزمون آیین نامه دادم و هم آزمون داخل شهری. آزمون داخل شهری حدود 45 دقیقه طول کشید! کارهایی که انجام دادمو اینجا میگم جهت تجربه شاید به کارتون بیاد:

گام اول: درخواست رایگان ترجمه گواهینامه ایران از لینک زیر:
https://translating.homeaffairs.gov.au/en

دوستان توجه کنین تا زمانی که ویزاتون موقت باشه یا سه ماه اول ویزای دائم با همون گواهینامه ایران و ترجمش می تونید رانندگی کنید.

گام دوم: بوک امتحان آئین نامه از لینک زیر:
https://www.rms.nsw.gov.au/roads/licence/driver/tests/driver-knowledge-test.html#BookaDriverKnowledgeTest

منبع آزمون آئین نامه:
https://www.drivingtestnsw.com/driver-knowledge-test-all-364-questions/

گام سوم: بوک آزمون رانندگی از لینک زیر:
https://www.service.nsw.gov.au/transaction/book-driver-or-rider-l

منبع آزمون تو شهری:
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.nsw.gov.au/sites/default/files/2021-08/guide-to-driving-test.pdf&ved=2ahUKEwjh_pTC1pL2AhWezzgGHbqJCDYQFnoECBEQAQ&usg=AOvVaw0Z0scRU14dqo3P1XpJQdDa

انواع گواهینامه های استرالیا هم اینا هستن:

  • C Car license
  • R Rider license
  • RE Restricted Rider license
  • LR Light Rigid license
  • MR Medium Rigid license
  • HR Heavy Rigid license
  • HC Heavy Combination license
  • MC Multi-Combination license

امیدوارم همیشه صحیح و سلامت باشین، تا بعد

سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ ساعت 10:54 توسط حامد | 

سلام دوستان عزیز، وقتتون بخیر باشه. متنی که میخوام اینجا قرار بدم، از یکی از دوستای ایرانم هست که حدود شش ساله استرالیا و شهر سیدنی هستش و در مورد اینجا نوشته. من هیچ نظر و کامنتی در مورد نوشتش ندارم ولی دوست دارم شما هم نوشته این دوستمونو بخونید. این دوستمون الان پاسپورت استرالیا داره و مثه هر کسی سختی و خوشی تو مسیر مهاجرت و زندگیش تو استرالیا داشته. تایپ متن کمی زمان برد برام، ولی ارزش یه پست رو داره. و اما نوشته دوستمون:

از ۵ سال پیش که به استرالیا مهاجرت کردم این جزو معدود دفعاتی هست که واقعا خوشحال شدم، چون اینروزها پدرم اینجا همراهم هست. بودن در کنار خانواده و اقوام نعمتی هست که تو خارج ازش محروم ایم و این فقط یکی از معایب زندگی در خارجه.

من وقتی اومدم اینجا تا یکی دو سال اول خوب بود چون واسم تازگی داشت و یک دوره گذرایی بود که فقط ظواهر اینجا رو میدیدم. ولی الان بعد از چند سال زندگی تو خارج حس میکنم که فقط عمرم رو اینجا تلف کردم و دارم تلف میکنم، بخصوص در کشور دور افتاده ای بنام استرالیا. این حس رو دارم که اینجا در استرالیا در تبعید خودخواسته بسر میبرم چون با کلی امید و صرف هزینه و برنامه ریزی چند ساله وطنم رو ترک کردم و اومدم اینجا ولی چیز خاصی در این کشور ندیدم.

نه شهر و محیط مدرنی داره که بگی لااقل اومدی یه کشور پیشرفته، نه قدمت و اثر تاریخی و پیشینه ای، یک کشوری هست کاملا بی بنیان و بی ریشه.

نه طبیعت درستی داره.

طبیعت ایران بسیار زیباتر از اینجاست.

آدمهای اینجا احتمالا شنیدین چطورن، ۹۹ درصد عین ربات بی احساس و بی عاطفه (شاید گفتن کلمه ربات جالب نباشه ولی واقعا اینطورن). اون خون گرمی، مهمان نوازی، مرام و معرفت، پر احساس بودن و … همه اون خصوصیاتی که ما توی ایران داریم اینجا اصلا خبری نیست. حس میکنی در جامعه ای هستی که با یک عالمه آدم آهنی داری زندگی میکنی. رفتار، گفتار، مکالمه ها، روابط، همه چیز کاملا ماشینی و سرد و بی روح. زندگی اینجا اصلا اون گرمی و لطف و صفای زندگی ایران رو نداره.

ساعت 5 بعدازظهر شهر تعطیله، همه میرن خونه. محیط تبدیل میشه به شهر ارواح، میری بیرون نزدیکه سکته بزنی از بس خلوته و خیابونها خالی و دلگیر. توی شهرهای ما تو ایران 10 شب ملت تازه میرن بیرون یا مهمونی و شب نشینی، شهر تا نصف شب پویاو فعاله. اینجا 5 بعدازظهر به بعد همه جا سوت و کوره، انگار که مرغ اول غروب بره تو لونهاش.

شاید شنیده باشین که زندگی توی استرالیا آرام و لذت بخشه، اگه هنوز اینجا رو ندیدین باور نکنین! حقیقت اینه که اینجا از بس آرامش بیش از حد برقراره که به قول معروف "از اون طرف بام افتادن." بیش از اندازه ساکت و آرام و خلوت، روال زندگی توام با تنبلی و سستی، هیچ خبر و هیچ اتفاق جالب و قابل توجهی اینجا نمیافته. زندگی بیش از حد آرام و یکنواخت و کسل کننده، و از 5 به بعد هم انگار که در شهر مرده ها هستی، طوری که آدم دلش واسه اون هیاهو و شلوغی خیابان های ایران تنگ میشه. در کل یک سبک زندگی بی رمق و بی حالی اینجا در استرالیا جریان داره که اگه میدونستم هرگز نمیومدم اینجا! به دلیل اختلاف ساعت زیاد از همه اخبار و رویدادهای مهم دنیا بی اطلاعی و با تاخیر مطلع میشی. مثلاً از وقتی اومدم اینجا یکدونه جام جهانی فوتبال یا مسابقات اروپا رو نتونستم ببینم چون بازیها به وقت اینجا ساعت 3 تا 5 صبحه. یا اخبار دنیا رو با تاخیر بصورت افلاین باید ببینی. از نظر مکان جغرافیایی استرالیا بیشتر به یک تبعیدگاه شباهت داره تا جای خوب واسه زندگی. سیستم استخدام و بازنشستگیش اینجا جوریه که عملاً تا حدود 75 تا 80 سالگی از آدم کار میکشن. یک قانون دارن که 65 سالگی میشه درخواست بازنشستگی کرد ولی با هزینه های زندگی اینجا کسی جرات نمیکنه در 65 سالگی خودشو بازنشست کنه چون ذخیره بازنشستگی محدوده و حقوقی که قراره بعد از بازنشستگی پرداخت بشه نامحدود نیست و بستگی داره به اینکه هر شخصی چقدر ذخیره کرده و ممکنه مثلاً بعد از 15 سال تموم بشه. عملاً چیزی بنام بازنشستگی در استرالیا وجود نداره چون تقریباً تا لب گور از آدم کار میکشن. در سطح جهانی همونطور که میبینین هیچ بخاری از استرالیا بلند نمیشه و در هیچ عرصه ای حرفی واسه گفتن نداره. نه سیاست، نه صنعت، نه علم و تکنولوژی، .... هیچی. یک کشوری هست خنثی و بدون هیچگونه خاصیت که این گوشه دور افتاده دنیا قرار گرفته. اوایل که اومده بودم استرالیا یه جایی توی کامنتها خونده بودم استرالیا بزرگترین تجمع از جهان سومی هاست. اون زمان باور نمیکردم چون هنوز تجربه زندگی و شناخت کافی نداشتم. به تدریج دیدم به نظر می رسه اون حرف درسته. بخش خیلی زیادی از جمعیت استرالیا مهاجرهایی هستن که از کشورهای سطح اول و مطرح دنیا نیستن. از هر چی کشور جهان سوم و عقب مانده بخوای آدم اینجاست فراوان. بخاطر مهاجرپذیر بودن استرالیا و شرایط ویزای آسان، راحت ویزا میگیرن و میان اینجا چون کشورهای بهتر نمیتونن برن. هر کشوری دیدی اینطور مهاجرپذیر هست و راحت اقامت میده و هر سال به هزاران نفر ویزا میده، بدون اون کشور مالی نیست و چنگی به دل نمیزنه. اینجا توی استرالیا به ندرت آدمی هست که از کشوری مثل امریکا یا آلمان بیاد اینجا زندگی کنه. با یکی صحبت میکردم که از آلمان یک مدت اومده بود استرالیا، میگفت از آلمان اومدم استرالیا انگار که از شهر اومدم دهات!

تصور نکنین که استرالیا کشور خوبیه و از بهترین های دنیاست و از این حرف ها، آواز دهل از دور خوش است. عکس و فیلمهای شبکه های مجازی رو هم باور نکنین، عکس فقط ظاهر قضیه ست. اگه بیایین اینجا و زندگی کنین با بطن جامعه و زندگی اینجا اشنا میشین و بعد میبینین که اینجا خبری نیست. زندگی توی ایران چند سال اخیر سخت تر شده ولی اینجا هم خبری نیست. چیزی که من از استرالیا دیدم، به نظر من زندگی در ایران با همه مشکلاتش واسه کسی که درامد مناسب داره خیلی بهتره از بودن در استرالیا. و اگه زمان برگرده به پنج سال پیش من هرگز به استرالیا مهاجرت نمیکنم. و دیر یا زود از این کشور میرم.

من فعلاً سکوت کنم، آب سرد رو ریختن روم :)

تا بعد

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.