پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۲ ساعت 11:54 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. امروز یه نکته ایی رو جایی دیدم که گفتم حتما به اشتراک بزارم. یکی از دوستان در استرالیا تو محل کارش مورد آزار روحی قرار گرفته. حالا من نوشته دقیق خودشو اینجا میزارم.

دوستان کسی هست من بتونم ازشون راهنمایی بگیرم .من الان ۹ ماهه توی یه شرکتی کار می کنم که رفتار تیم لیدرم یه جورایی بر اساس قوانین fair trade psychological harassment & Bully بوده. می خواستم بدونم من باید از این موضوع بگذرم با اینکه تو این شرایط باید ایمیل خاصی بزنم به کسی و این موضوع رو مطرح کنم؟ می شه اگر کسی تجربه ای داره به من کمک کنه لطفا؟ چون بارها موضوع رو شفاهی مطرح کردم و متاسفانه اتفاقی نیفتاده و بدتر شده.

اونقدرا هم اون ور آب همه چی اوکی نیستا! طرف میاد با استفاده از قدرتش، شروع میکنه تهدید و تحقیر و مسخره کردن. یه شرایط افتضاحی هم این وسط برای کسی که طعمه ی کنترلگری و محدود کردنش بوده بوجود میاره. آزار روانی و قلدری هم خودش هزارتا چیز به وجود میاره که باعث استرس، اضطراب، افسردگی و حتی خودکشی طرف میشه. اینجوری دیگه...اوف!

بعدنوشت: گویا کارفرماش هیچ کاری به این بنده خدا نمیداده تا انجام بده و همیشه گوشه گیرش میکرده!

تا بعد

یکشنبه ۴ تیر ۱۴۰۲ ساعت 16:20 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. امروز یه مطلبی در مورد تقلب تو امتحانات دانشگاهی خوندم یاده خاطرات دوران دانشجویی خودم افتادم. البته اول مطلبی که خوندم رو بنویسم:

"نحوه تقلب کردن بچه های کلاسمون تو آزمونای تستی دانشگاه امسال اینجوری بود: گزینه 1 خیلی آسونه، گزینه 2 آسونه، گزینه 3 سخته، گزینه 4 خیلی سخته. حالا بچه ها چطور بهم کمک میکردن: استاد سوال 1 خیلی سخته (گزینه جواب4)، یا مثلاً هی سوال 2 خیلی آسونه!"

سال 1385 آزمون پایان ترم زبان تخصصی دانشگاه داشتیم. 85 درصد سوالا تستی بود. من یه ذره از بچه ها بیشتر خونده بودم. قبل از ورود به آزمون گفتیم چطوری به همدیگه کمک کنیم. کلی فکر کردیم و آخر سر به این نتیجه رسیدیم که وقتی من دارم تستا رو میزنم این موزاییک های زیر پام به ترتیب ربع اول تا چهارم باشه. مثلاً سوال 1 اگه پامو رو موازییک دومیه میزاشتم که همون ربع دوم مثلثاتی بود یعنی گزینه دو جواب هستش. یادمه تا نزدیکای سوال 20 همه چی خوب پیش رفت و یه سوال اون وسط بلد نبودم و برای این هماهنگی نکرده بودیم. ناخواسته پامو رو هوا ریز چرخوندم و یهو دیدم سرفه های بچه ها پشت سرم شروع شد. به مراقب گفتم سوال 20 مشکل داره و جواب نداره (کاملاً الکی گفتم). بچه ها گرفتن که داستان چیه. یادمه وقتی نمرات اومد دو سه تا از بچه ها بیشتر از من شده بودن. یادش بخیر واقعاً. چقد زود گذشت!

نکته: حالا اینکه کارمون اشتباه بود بماند!

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.