دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ ساعت 3:12 توسط حامد | 

سلام بچه ها... یلداتون مبارک. پیشاپیش کریسمستون هم مبارک باشه. من قبل از اینکه توضیحات کلی یلدا رو بدم اینو بگم که امسال مامان بابای دوستامون رضا و فائزه از ایران اومده بودن و شب یلدا من خونشون بودم. دقیقاً حس و حال ایران بودش. خوده خوده ایران.

و اما حالت کلی یلدا خارج از کشور اینجوریه:

کریسمس و یلدا اینجا یه جور دیگه‌ست. چراغ‌ها روشنه، شهر شلوغه، آهنگ کریسمس همه‌جا میاد، ولی تهِ دل آدم یه چیز کم داره. یلدا مختص ما ایرانیاست. آمیخته شده با کریسمس. با این پارتی هایی که ایرانیا میگیرن حال نمیکنم. معمولاً شرکت نمیکنم.

یلدای اینجا خبری از جمع دور سفره خانوادگی مثه ایران نیستش، صدای خنده‌ی خونوادت نیستش، نه حافظی که یکی بلند بخونه و بقیه مسخره کنن تعبیرشو. البته که کنار دوستای جدیدت هستی و با یه سیستم جدید!

غربت همینه… جشن‌ها سر جاشونه، ولی آدم دلش پیش یه جای دیگه‌ست.

با این حال، همین که یادمون نرفته کی هستیم و از کجا اومدیم، یعنی هنوز گرمیم. حتی وسط این همه فاصله.

یلداتون گرم،
کریسمستون پرنور،
و امیدوارم سال جدید میلادی
ما رو یه قدم به آرامش،
و یه قدم نزدیک‌تر به دل‌هامون برسونه

حامد، سیدنی، 10:40 صبح، 22 دسامبر، 03:10 تهران، 1 دی ماه 1404

تا بعد

بعدنوشت1: تعطیلات کریسمس شرکت شروع شده و 17 روز تعطیلیم. یه هفته میرم نیوزیلند. حتماً از خاطرات اونجا خواهم نوشت.

دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ ساعت 2:53 توسط حامد | 

سلام بچه ها، خوبین؟ چند روز پیش یه کلیپ روانشناسی خانوادگی میدیدم در مورد زندگی یه آقا و خانم که در حال آموزش دادن اتفاقای زندگی بودن. من وقتی دیدم گفت عجب! از این زاویه هم میشه به موضوع نگاه کرد. حالا دیالوگای این موضوع رو براتون مینویسم:

خانم: میخوام چند تا قابلمه و ماهی‌تابه جدید بخرم چون امروز تخفیف‌های خیلی خوبی خورده.

آقا: من ترجیح خاصی ندارم، پس هرکدوم خودت می‌خوای بخر.

خانم: کدوم رنگش رو تو بیشتر دوست داری؟ می‌خوام بدونم تو چی دوست داری؟

آقا: راستش اصلاً مهم نیست.

اینجا خانم ناراحت میشه و آقاهه میگه: من دارم بهت فضا میدم که خودت انتخابش کنی، چرا اصلاً این نظرم باید تو رو ناراحت کنه؟

بعد این قسمت یه خانم روانشناس میاد و یه سری توضیحات میده که جملات مهمشو اینجا مینویسم:

وقتی پای برنامه‌ریزی برای قرار عاشقونه، انتخاب دکور برای خونه، انتخاب مقصد مسافرتی و کلاً هرچیز دیگه‌ای میاد وسط، خانم ها نمی‌خوان جملاتی مثل من برام مهم نیست، هرچی خودت می‌خوای و مشابه این رو بشنون. قاطعیت برای زن‌ها جذابه، مردها اینقدر خلاص نباشن. حتی اگر فکر می‌کنید که اگر بذارید خودشون انتخاب کنن خوشحال‌تر می‌شن، منفعل بودن اصلاً برای خانما جذاب نیست. با پاسخ سرد شما، بار روانی خانم ها و فشار تصمیم‌گیری برای همه چیز رو اضافه کردید. این نوع گفتگوها معمولاً تلاشی برای برقراری ارتباطه. وقتی شما کوتاه پاسخ می‌دید یا بی‌تفاوت هستید، نشون می‌دید که دارید درخواست اون‌ها برای ارتباط رو رد می‌کنید.

انصافاً جالب بود.

تا بعد

دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ ساعت 2:20 توسط حامد | 

سلام بچه ها ... خوبین؟ اولین روز زمستونیتون بخیر باشه. امیدوارم حالتون خیلی خیلی خوب باشه. امروز میخوام به یه موضوع اساسی و از تجربیاتی که بدست آوردم باهاتون صحبت کنم.

چرا یه سری آدما اینجا (استرالیا) خوب زندگی می‌کنن، اما جلو نمی‌رن؟!

به نظرم برای خیلی از آدم‌هایی که تو طبقه متوسط هستن، استرالیا جاییه که زندگی روزمره‌شون معمولاً راحته، قابل پیش‌بینیه و استرس عمیق زیادی نداره. امنیت هست، امکانات پایه فراهمه، کیفیت زندگی خوبه و کمتر کسی درگیر بحران‌های جدی می‌شه، اما در عوض همین آدم‌ها معمولاً جهش مالی بزرگ تجربه نمی‌کنن و رشد اقتصادی‌شون آروم و زمان‌بره! نه سقوط شدید دارن نه پرش بزرگ، بیشتر یه مسیر صاف و کنترل‌شده‌ست.
با درآمد متوسط می‌تونی زندگی خوبی داشته باشی؛ خونه مناسب، بیرون رفتن، ورزش، سفر داخلی و حتی گاهی سفر خارجی، ولی معمولاً با همین سبک زندگی پول خیلی خاصی برای پس‌انداز باقی نمی‌مونه، مگر اینکه کلی از چیزهایی که حالت رو خوب می‌کنه حذف کنی.
سبک زندگی اینجا طوریه که خرج کردن کاملاً طبیعی به نظر میاد. ساحل، قهوه، جشن، فستیوال و … . حتی آدم‌هایی که ذاتاً صرفه‌جو بودن هم کم‌کم وارد این فضا می‌شن، انگار سیستم اینجا، ناخودآگاهت رو قانع می‌کنه که پول باید تو چرخه بچرخه نه اینکه تو حساب بخوابه.
برای خیلی از آدم‌های طبقه متوسط، سفر داخلی تو استرالیا اصلاً شبیه ایران نیست. شهرها از هم خیلی دورن و برای دیدن یه جای متفاوت معمولاً باید بلیط هواپیما بگیری و هزینه رفت‌وآمد، هتل، غذا و کرایه ماشین خودش یه خرج جدیه، یعنی سفر داخلی بیشتر یه تصمیم مالیه تا یه تفریح دم‌دستی.
تو ایران سفر داخلی خیلی دم‌دست‌تره، مسیرها کوتاه‌تره و با ماشین و هزینه کمتر می‌شه شمال و جنوب رفت، ولی اینجا خیلی وقت‌ها سفر به یه شهر دیگه از سفر خارجی به بعضی کشورای آسیایی هم گرون‌تر درمیاد، پس سفر داخلی ساده برای قشر متوسط اینجا لزوماً ساده نیست.
پس‌انداز جدی هم معمولاً یعنی چشم‌پوشی از بخش مهمی از لذت زندگی، کمتر بیرون رفتن، کمتر سفر کردن و کمتر تجربه داشتن. شدنی هست، ولی هزینه روحی داره و خیلی‌ها ترجیح می‌دن به‌جای جمع کردن پول، امروز رو زندگی کنن.
برای بعضی آدم‌ها که ذهنشون رقابتیه و دنبال رشد سریع و هیجانن، این فضای آروم و قابل پیش‌بینی می‌تونه خسته‌کننده باشه، نه اینکه بد باشه، فقط هیجانش کمه و برای کسی که از سرعت انرژی می‌گیره، اینجا ممکنه کند به نظر بیاد.
در کل سیستم اینجا برای قشر متوسط طوری طراحی شده که زندگی پایدار و قابل کنترلی داشته باشن، احتمال سقوط کمه ولی احتمال پرش هم کمه. در مقابل، یه قشر خاص هست که خیلی ثروتمندن و جایگاهشون تثبیت شده، ولی این مسیر برای همه قابل تکرار نیست و به مهارت، زمان و شانس بستگی داره. تو ایران اما برای بعضی آدم‌ها مسیر بیشتر شبیه نمودار سینوسیه، ممکنه یکی تو یکی دو سال با دلالی، تجارت یا یه فرصت خاص یهو خیلی بالا بره یا برعکس سقوط کنه. همون آدم اگه بیاد تو سیستم آروم و کنترل‌شده اینجا، احتمالاً نتونه اون پرش‌ها رو تکرار کنه و حرکتش کند و خطی بشه. اینجا مسیر بیشتر یه خط صاف و آهسته‌ست تا یه موج سینوسی هیجان‌انگیز. در نهایت مسئله اینه که آدم باید با خودش روشن کنه چی می‌خواد، زندگی با کیفیت و آروم امروز، یا پیشرفت سریع و پرریسک فردا.

خیلی دیگه با جزئیات نوشتم. واقعاً همینجوریه.

حامد، 09:47 سیدنی، دوشنبه، 22 دسامبر 2025، 1 دی ماه 1404، 02:17 تهران

تا بعد

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.