سلام بچه ها... یلداتون مبارک. پیشاپیش کریسمستون هم مبارک باشه. من قبل از اینکه توضیحات کلی یلدا رو بدم اینو بگم که امسال مامان بابای دوستامون رضا و فائزه از ایران اومده بودن و شب یلدا من خونشون بودم. دقیقاً حس و حال ایران بودش. خوده خوده ایران.
و اما حالت کلی یلدا خارج از کشور اینجوریه:
کریسمس و یلدا اینجا یه جور دیگهست. چراغها روشنه، شهر شلوغه، آهنگ کریسمس همهجا میاد، ولی تهِ دل آدم یه چیز کم داره. یلدا مختص ما ایرانیاست. آمیخته شده با کریسمس. با این پارتی هایی که ایرانیا میگیرن حال نمیکنم. معمولاً شرکت نمیکنم.
یلدای اینجا خبری از جمع دور سفره خانوادگی مثه ایران نیستش، صدای خندهی خونوادت نیستش، نه حافظی که یکی بلند بخونه و بقیه مسخره کنن تعبیرشو. البته که کنار دوستای جدیدت هستی و با یه سیستم جدید!
غربت همینه… جشنها سر جاشونه، ولی آدم دلش پیش یه جای دیگهست.
با این حال، همین که یادمون نرفته کی هستیم و از کجا اومدیم، یعنی هنوز گرمیم. حتی وسط این همه فاصله.
یلداتون گرم،
کریسمستون پرنور،
و امیدوارم سال جدید میلادی
ما رو یه قدم به آرامش،
و یه قدم نزدیکتر به دلهامون برسونه
حامد، سیدنی، 10:40 صبح، 22 دسامبر، 03:10 تهران، 1 دی ماه 1404
تا بعد
بعدنوشت1: تعطیلات کریسمس شرکت شروع شده و 17 روز تعطیلیم. یه هفته میرم نیوزیلند. حتماً از خاطرات اونجا خواهم نوشت.
آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.