سه شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲ ساعت 7:55 توسط حامد | 

*روز پانزدهم مهاجرت

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. اومدم از تجربیات این چند روز بگم. از کارهایی که انجام دادم و کارهایی که باقیمونده. سعی میکنم مطالب را ساده و با زبان گفتاری بنویسم. یه سری کارا رو قبل از اومدن انجام دادم. مثلاً پیدا کردن خونه موقت و اجارش. از طریق سایت و تلگرام تونستم ارتباط برقرار کنم و عکسای خونه رو دیدم و پیش پرداخت هم احسان جان برام انجام داد. یه خونه موقت سه ماهه گرفتم که از فشارای مهاجرت کم بشه و کم کم بعد از سه ماه یه جا نزدیک محل کار آیندم که باید پیدا کنم بگیرم. کرایه خونه ها اکثراً هفتگی و خیلی کم ماهانه پرداخت میشه. انتهای مسیر پرواز یه سری برگه دادن که تو فرودگاه سیدنی حکم خوداظهاری وسایل داخل چمدان ها رو داره. پر کردم و بدون مشکل رد شدم. یکی از دوستان با ماشین اومد فرودگاه و تا خونه زحمت حمل بارها را کشید. (دستش درد نکنه.) یه چرت 4 ساعته خوابیدم و بعدش یه سرچ زدم و رفتم فروشگاه برای خریدِ مایحتاج ضروری. کل کارهایی که تو این چند وقت انجام دادم اینا بودن:

1- اجاره خونه (کاراش از ایران انجام شد)

2- ارسال گواهینامه رانندگی به Free Translating Service - Department of Home Affairs جهت ترجمه رسمی و ارسال اونا به آدرس خونه استرالیا. (کاراش ایمیلی و از ایران انجام شد.)

3- رفتن به بانک Commonwealth و باز کردن حساب و فعال کردن موبایل بانک. (حکم بانک ملی ایران خودمونو داره)

4- خرید سیم کارت Optus و دائمی کردن آن

5- رفتن به Australia Service جهت ثبت نام مدیکر و سنترلینک

6- رفتن به Post Office جهت ثبت نام کارت Photo ID

7- ثبت نام TFN یا همون Tax File Number جهت اداره مالیات

8- ثبت نام Opal Card برای بخش Transport NSW

9- مجدد رفتن به یه بانکِ دیگه (NAB) و باز کردن حساب و فعال کردن موبایل بانک. گویا این بانک از ایران پول بخوایم حواله بزنیم بدون دغدغه و استرس کمتری کارا رو برای ایرانیا انجام میده.

شایان ذکر هستش که یک هفته آنفولانزای بد گرفتم و شبه جنازه بودم. با داروهایی که از ایران آورده بودم و ارتباط تلگرامی با دکترهای ایران بالاخره قدری خوب شدم. همش خواب بودما، خوااااااااااااااااااااااااااب.

فعلاً این کارا انجام شده تا بعد توکل به خدا و تلاش زیاد ببینیم چی میشه.

تا بعد

کارهای بعدی:

  • پیگیری کارهای دریافت گواهینامه استرالیا
  • پیگیری پیدا کردن کار
  • ...
  • ...

البته همه اینا منوط میشه به سالم بودن و فکر صحیح و اینکه اتفاقای غیر منتظره برام پیش نیاد!

موفق باشید دوستانِ خوبم

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲ ساعت 12:41 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه... یه سری از کارائی که قبل از رفتن انجام دادم رو اینجا می نویسم شاید به کار دوستان بیاد. با آرزوی موفقیت تو این مسیر سخت برای همه عزیزان. کارهای قبل از رفتن:

تمرین زبان انگلیسی علی الخصوص لیسینینگ و اسپکینگ

رزومه و کاورلتر در حد 80 درصد آماده داشته باشیم.

وکالت دادن به دو تا از نزدیکانِ نزدیک

نحوه اجاره محل زندگی چه موقت و چه دائم بررسی بشه.

شرایط خرید بلیط هواپیما حتماً بررسی بشه.

زمان و فصل ورود به کشور مقصد مهمه.

مشخص کردن تکلیف حساب های بانکی ایران و پیگیری دریافت دستگاه توکن از بانک. گویا بلوبانک بانک سامان هم جواب میده.

تهیه لیست وسایلی که باید همراهمون باشه.

روش انتقال پول از مبدا و مقصد رو بدونیم.

کارهای درمانی دندانپزشکی در ایران حتماً انجام شود.

کارت واکسن ضروری همراهمون باشه.

معلوم کردن تکلیف محل کار ایران

مشخص کردن تکلیف بیمه ها

کلاً در مورد شرایط بعد از مهاجرت تحقیق بشه.

تحقیق در مورد محله های شهری که برای زندگی باید انتخاب کنید.

دانستن قوانین ایالت ها و لیست مدارس در صورت داشتن فرزند

ترجمه گواهینامه ی رانندگی

جمع آوری چمدان ها

اگر نکته ایی جاموند حتماً بعنوان بعدنوشت در لیست اضافه خواهد شد.

تا بعد

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲ ساعت 11:47 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه...

انتخاب، یک تصمیم (یک راه) از بین ده تصمیمه (ده راه)، یعنی تو حق انتخاب نُه تا تصمیم یا راه دیگه رو از خودت گرفتی، دیگه بخاطر اون نُه تا یِکَم غصه بخور ولی اجازه نده طولانی شه. هرچند آدمیزاد سریع با شرایط خودشو وفق میده و براش عادی میشه...

خداحافظی تو فرودگاه زجرآورترین لحظات زندگیم بود. خیلی سخت بود، خیلی... باور نمیکردم دیگه این بغل های گرمو حالا حالاها لمس نمیکنم.

پنج شنبه 19:17، 12اُمین روز مهاجرت

25 آبان ماه 1402، گوربابای نوامبر

تا بعد

زمان حرکت: یکشنبه 14 آبان ماه 1402 ساعت 04:30، تهران، دبی، سیدنی زمان رسیدن: دوشنبه 15 آبان ماه 1402 ساعت 07:30

شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲ ساعت 9:45 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. این یک ماه آخر با سرعت برق و باد گذشت. واقعاً نمیدونم چطوری بگم که گذشت. فک کنم این آخرین پستم تو ایران باشه. موارد و شرایط قبل از رفتن رو تو یه سری برگه نوشتم و در اسرع وقت اینجا مینویسم. براتون بهترین هارو آرزو میکنم.

با آرزوی موفقیت... تا بعد

پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۲ ساعت 9:35 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه... اصلاً فکرشو نمیکردم موقع رفتن اینقدر حجم کارا بالا باشه. دو هفته آخر شما کاملاً وقت خالی نداری. فقط باید از ساعات خوابت بزنی تا به کارات شاید برسی. از تجربیات این چند وقته میام و مینویسم. جمع آوری کارا داستان ها داره.

تا بعد

دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲ ساعت 22:49 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر... امشب یه کار بزرگی انجام دادم. تقریباً از پارک چمران پیاده روی کردم تا چهارراه دانشکده و از اون ور کل محوطه بیرونی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی رو قدم زدم. هوای اون سمت کرج راحت 4 الی 5 درجه بخاطر وجود درختا خنک تر بودش. به ماه فکر می کردم، نگاهش کردم و قدم میزدم. 15 روز دیگه نمیدونم داستانم چیه ولی گفتم الان قدم بزنم شاید بتونم تخلیه بشم.

تا بعد، دوشنبه 1 آبان 1402، ساعت 22:49

بعدنوشت: پرند رو کجای دلم بزارم. این چه اتفاقی بود افتاد :(

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.