سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. امروز میخوام در مورد ضرب المثل "خَر ما از کُُرگی دُم نَداشت!" یه ذره صحبت کنم. البته بیشتر ماحصل تحقیقاتم تو زندگی روزمره و نت هستش. تو کتاب کوچه از احمد شاملو در مورد این ضرب المثل اینا رو نوشته بود:
مردی خری دید به گل نشسته. برای کمک دم خر را گرفت و کشید. دم از جا کنده شد. فغان از صاحب خر برخاست که تاوان بده. مرد فرار کرد و در هنگام فرار باعث سقط جنین زنی، مرگ بیماری و کوری رهگذری یهودی شد مردِ کور، شوهر زنی که سقط کرده بود و جوان پدرمرده نیز به تعقیب او پرداختند. مردِ گریزان به خانه ی قاضی پناه آورد. قاضی در آن ساعت با زنی خلوت کرده بود. چون رازش را فاش دید، چاره در جانب داری از او یافت و در همه ی موارد چنان حکم های ناعادلانه ای به زیان شاکیان داد که صاحب خر برخاست و فریاد برآورد: مرا شکایتی نیست، خر مرا از کُرگی دم نبوده است.
یه جای دیگه نوشته بود که:
در هر صورت ضرب المثل میخواهد این منظور را برساند که از بدو تولد ما هر آنچه که میخواستیم همان گونه نشده و حال افسوس میخوریم. یعنی شخصی مجبور میشود تحت شرایطی از حق و مال خودش بگذرد، چیزی نمیگوید تا موضوع مورد بحث پایان یابد و ادامه پیدا نکند. حتی اگر فرد تحت قضاوت ناعادلانه قاضی قرار بگیرد و نتواند از خودش حمایت کند، این ضرب المثل را بیان میکنند. یک جاهایی انسان برای آرامش درون خود و اینکه دنبال دردسر با آدمهایی که قبولاندن چیزهای درست به آنها سخت است و نتیجه برعکس میدهد یا از کسایی که باعث رنجش بیشترش میشوند و نمیتواند برای رفع سوتفاهم شان کاری کند، کناره گیری میکند.
یه داستان دیگه هم در موردش خوندم که میگفت:
حکایت جالب این ضرب المثل برمیگردد به سالهای دور. مردی به نام مهرک که سعی داشت در آن زمان بازرگانی کند با مشکلاتی روبرو شد و شخصی از تجار به نام شمعون در یک روز به دنبال او راه افتاده بود. در بین راه خری که قماش و مال رونده بارش کرده بودند در زیر بار گران از پای در افتاد و مردم به کمک خر و خربان رفتند. مهرک برای آنکه کار خیری انجام دهد و شاید وسیله نجات و خلاصی او از دست شمعون شود، دم خر را گرفت و با زور هر چه تمام به طرف بالا کشید. خر بلند نشد ولی دمش کنده شد و در دست مهرک ماند. خربان داد و فریاد میکرد و به دنبال مهرک و شمعون روانه شد و اینگونه ضرب المثل خرما از کرگی دم نداشت بنا شد.
علی ایحال با همه این توصیفات، خَره خوده شخصِ بنده از کُُرگی دُم نَداشته!
در پناه حق باشید
آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.