پنجشنبه ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 16:34 توسط حامد | 

سلام بروبچز

عیدتون مبارک باشه... دلتون همیشه شاد باشه و سالی پر از اتفاقای خوب براتون پیش رو باشه.

پی نوشت 1: بعداً مینویسم.

پی نوشت 2: وام گرفته از احسان جانم... قصه نوروز، قصه‌ی به ثمر رسیدن صبر و پاداشِ امیدواری است، قصه‌ی یکی شدن و همدل شدن یک ملت با هزاران فرهنگ مختلف و اختلافات و عقاید متفاوت است؛ قصه نوروز قصه‌ی رفتن به خواب زمستانی نیست، قصه نوروز از جنس رویش است و زایش و آفتاب و‌ نور و باران. به همین زیبایی و شگفت انگیزی.

تا بعد،

حامد، همتونو دوست دارم.

سیدنی، جمعه 00:04، 01/01/1404 ولی ایران پنج شنبه 16:34 و 30/12/1403 هستش :)

شنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 6:8 توسط حامد | 

سلام بچه ها، وقتتون بخیر باشه. امروز از ساعت 12 ظهر تا 16 به وقت سیدنی دما بین 29 تا 36 درجه میشه. نکته ایی که هستش ما دمای مثلاً 50 درجه تهرانم تجربه کردیم ولی اینجا دمای 36 درجه خیلی آدمو اذیت میکنه و 36 درجش انگار 60 درجه هست. حالا نمیدونم برای چی هست ولی تو این تایما خونه بهترین جا هستش. تو اخبار اخطار High Temperature دما داده و میگه مراقب باشید. میخوام بگم مثلاً این 40 درجه، خدا شاهده 40 درجه ایرانمون نیست، خیلی بیشتر گرمه.

تا بعد، سیدنی 13:34، تهران 06:04

شنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 3:37 توسط حامد | 

سلام بچه ها... خوبین؟ دقیقاً یک هفته داشتم فکر میکردم که برای یه موضوعی چی بنویسم. هم مودبانه باشه، هم به کسی برنخوره، هم مفهوم رو برسونه، هم اینکه دلم کمی آروم بگیره. و اما خروجی این مغز آسیب دیده این شد:

چطور بعضی‌ها می‌تونن با اسم یکی دیگه کار کنن؟
کامنت بِدَن؟ حرف بِزَنَن؟
برای محافظت؟
برای کنجکاوی؟
برای شیطنت؟
یا برای پُر کردن خلأهای درونی که هیچ جوابی براشون پیدا نمی‌کنند؟

آدمیزاد دو سوی یک بی‌نهایته؛ بی‌نهایت پَست یا بی‌نهایت خوب.
اینکه کجا بایستیم، انتخاب خودمونه.

اما کاش یاد بگیریم:
تیری که از چله رها بشه، هیچ‌وقت به کمان برنمی‌گرده.
حرفی که دلی رو زخمی کنه، هیچ‌وقت از یاد نمی‌ره.

+ نمیدونم اسم مخاطب رو بیارم یا نه! اما برای اینکه احترام و جایگاه خصوصی شخص حفظ بشه دو کلمه اولش رو میارم. (خ.ب.)
- اگر پستی رمز اختصاصی داره، یعنی به شما مربوط نیست، لطفاً نخونید!
- اگر کنجکاوی باعث شد بخونید، لطفاً از نویسنده پیگیرتر نشید!
- و اگر پیگیرتر از نویسنده شدید، لااقل جملات اون رو بدون اجازه کپی نکنید و در حرف‌های خودتون ترکیب نکنید.

و مهم‌تر از همه:
اگر به وبلاگ‌های مختلف دسترسی دارید، یاد بگیرید با اسم بقیه کامنت نذارید، مخصوصاً کامنتی که فحاشی داره.

پی نوشت1: از سه شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۵۳ سره این موضوع و اون کامنت کُپ کردم.

پی نوشت2: کاری از دستم برنمیاد ولی من سزاوار این همه "ن" و "ف" نیستم.

پی نوشت3:

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

بعدنوشت 12 فروردین 1404: کامنت دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵:۲۳ چی میگه!!! من کی هستم! من کجام! {؟} چی میگه! به کی چی باید بگم!

تا بعد دوستان عزیز...

دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 12:23 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. امیدوارم دوشنبه توپی رو گذرونده باشین و در ادامه توپ تر هم بشه. بعد از دوری از دوستان و خانواده که اولین بدی مهاجرت هست، دومین بدی مهاجرت، خبرای ناراحت کننده ایی هست که از خانواده و دوستان میشنوی. اینکه عزیزت مریض بوده و برای برطرف کردن مشکلش تو بیمارستان عمل میکنه و هیچ کاری نمیتونی انجام بدی، فقط به خودت فحش میدی که چرا مهاجرت کردی. هیچ کاری نمیشه کرد. قلبت درد میگیره. کاری نمیتونی بکنی. حس بدیه. بد.

بعدنوشت: اون حس دلتنگی عزیزات تو این شرایط، بدجور اذیت میکنه.

نای نوشتن ندارم. تا بعد

اینم بمونه از زهرماری های مهاجرت. سیدنی 19:57

شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 3:12 توسط حامد | 

سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. امیدوارم اول هفته خوبی پیش روتون باشه. من عاشق شنبه و یکشنبه شدم. برعکس زمانی که ایران بودم و عاشق پنج شنبه و جمعه! مکان همینجوری میتونه شمارو عاشق روزایی بکنه که ازش متنفر بودید! شاعر در اینباره میگه:

به چه می خندی تو؟

به مفهوم غم انگیز جدایی؟

به چه چیز؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

یا به افسونگر چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه می خندی تو؟

به دل ساده من میخندی که دگر تابه ابد نیز به فکر خود نیست؟

خنده دار است بخند ..

تا ساعت 10 صبح خوابیدما. میشه 02:30 ایران! این اختلاف ساعت چی میخواد آخه :)

تا بعد دوستان

پی نوشت 1: از عجایب سیدنی هر چی بگم کم گفتم. امشب مراسم Mardi Gras برگزار میشه و آدم میمونه چی بگه. یه لینک میفرستم توضیحاتشو نوشته ولی چقد با فرهنگی که ما بزرگ شدیم متفاوته و چقدر اینا راحت و ریلکس هستن. تفاوت فرهنگی خداست!

Mardi Gras

پی نوشت 2: بعدش تو همین شهر یه قسمت دیگه مراسم ماه مبارک رمضان برگزار میشه و اونم خیلی جالبه.

Ramadan Nights Lakemba

پی نوشت 3: بعضی وقتا یه چیزایی من میبینم واقعاً میگم اینجا کجاست! خداییش بدون اغراق دارم میگم. خدایا شکرت

چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 16:15 توسط حامد | 

سلام دوستان، حالتون چطوره؟ خوبین؟

امروزِ ایران و بعبارتی امشب به وقت سیدنی ساعت 23:40 میخوام در مورد عزیزانی که کامنت خصوصی میدن و من باید یه جوابی قاعدتاً بهشون بدم یه چی بنویسم و برم بخوابم. وقتی شما تو کامنت خصوصی یه موردی رو میگی که من باید جواب بدم ولی شما نه آدرس وبلاگ دادی، نه آدرس ایمیل دادی و نه مشخصاتی، خداییش من چطوری جواب بدم. منو به چالش بی نام و نشون دعوت نکنید.

پی نوشت 1: به خودم قول داده بودم شبا 22:30 بخوابم و هنوز تو این 16 ماه مهاجرت همیشه 12 به بعد خوابیدم :)

پی نوشت2: یه گوشه دنیا بودن هم برای خودش عالمی داره ها!

تا بعد دوستان

بعد نوشت 1: هیچ خبری ندارم. متاسفانه... خبری شد بهم بگید، ممنون. راستی حلالِ جونتون باشه. ما که بنده خدا هستیم. کاره ایی نیستیم.

بعد نوشت 2: مایلم بدونم چی نوشته بودید؟ با توجه به اینکه اونقدر از جزئیات رو هم می دونستید!

بعدنوشت 3: شوک، شوک و باز شوک...

بعدنوشت 4: ما خدا نیستیم بخوایم جلوی وقایع رو بگیریم، بنظرم بهتره حد و حدود خودمونو بدونیم و برای انجام هر کار فکر کنیم.

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.