یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ ساعت 18:11 توسط حامد | 

سلام بچه ها، وقتتون بخیر باشه. یه سوال داشتم. شما وقتی هیچ آدرسی از شخصی ندارید، چطور باید جواب اونو بدید؟! به من یه راهنمایی کنید. ممنون

پی نوشت: چند روز برای تعطیلات ایستر رفتم Canberra. عجب شهری بود. خیلی متفاوت از سیدنی. ولی سیدنی یه چیز دیگست! حالا باید سره وقت بیام و ازش بنویسم.

تا بعد

پی نوشت1: وبلاگش مثه شَبَح میره و میاد :)

پی نوشت2: نیافتم که نیافتم که نیااااااافتم!

جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ ساعت 15:35 توسط حامد | 

سلام بچه ها، خوبین؟ جمعه شب ساعت 22:56 تو سیدنی حکم چهارشنبه شب ایران رو داره. همونقدر انرژی دارم الان. بعد از 18 ماه هنوز خیلی چیزا رو درک نمیکنم. تو ایران فردا شروع کار و اتمام تعطیلات هستش و اون زمان همیشه برام حس بدی داشت. الان ناخواسته یاده اون موقع ها افتادم. برای همتون آرزو میکنم فردا شروع کاری خوبی داشته باشین و تو سال جدید تمام تلاش ها و زحماتتون به نتیجه برسه. اگه شکست هم خوردین مطمئن باشین پیروزی و موفقیت منتظرتون هست. بهترینا رو براتون آرزو میکنم.

امروز چنتا نوشته تو فضای مجازی خوندم گفتم به اشتراک بزارم:

- من اگه بتونم انگیزه آخر شبمو انتقال بدم به صبح که بیدار میشم واقعا انسان موفق‌تری خواهم شد.

- پارتنر باید نقطه ی امن زندگی باشه، نه عامل تنش و مشکلات جدید.

- پسرم از مدرسه رسيد كيفشو پرت كرد يه طرف و گفت مامان ٢٥ تومن داري بهم بدي با دوستم طاها قرار گذاشتيم مهاجرت كنيم. فاميل اونا تو آلمانه گفته كارتونو رديف ميكنم بياييد اينجا! از اون روز ذهنم درگيره كه چرا پسر كلاس هشتم من با دوستاش دائم راجع به مهاجرت حرف ميزنن! قلبم درد گرفته و نگرانم.

تا بعد دوستان

حامد، سیدنی 23:02، تهران 15:32، جمعه 15 فروردین

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.