سلام دوستان، وقتتون بخیر باشه. موضوع امروز متفاوت و جالبه...فقط من یه نکته ایی بگم که این نوشته نظرات شخصیمه و کاملاً میتونه اشتباه باشه.
مسئله ی جالبی که ذهنمو درگیرش کرده، اشتیاق بعضی آدم ها به بچه داشتنه، ذوقشون برام عجیبه. وقتی می بینم بعضی شرایط و گاهی هیچ شرایطی برای بچه آوردن ندارن و صرفاً از روی خودخواهی بچه به دنیا میارند، کُپ میکنم. یه موجود بی گناه که هیچ درکی از این دنیا و دنگ و فنگ و مکافاتش نداره رو وارد می کنن. تو این بخش حالا پدر و مادرا به دو دسته تقسیم میشن: بخش اول کساییکه موقع جر و بحث و دعواها انگشت اتهام به سمت اون طفل معصوم میبرن! نمره خوب نگیره تقصیره اونه، بهانه گیر باشه تقصیر اونه، اگر مادر یا پدر پیشرفت کاری نداشته باشه تقصیر اونه و ... خب مگه تهدید به مرگ شده بودن که بچه بیارن؟ جدای از امکانات رفاهی و تامین کردن بچه به لحاظ عاطفی که واقعا سخته و پیچیده اس، آگاهی هم میخواد. از روی خودخواهی بچه نیاریم! بخش دوم پدر و مادرا اما از اون ور بوم افتادن، اونقدر توجه بیش از حد به بچه داشتن که بچه داره به جای پدر و مادر تصمیم می گیره، حق انتخاب داشتن چیز خوبیه، یاد دادن مشورت به بچه خیلی عالیه ولی طوری نباشه که یه بچه ریزه میزه بخواد برای همه تصمیم بگیره، واقعاً توی بزرگسالی خیلی آسیب زننده خواهد بود. انتظاری که اون بچه از اجتماع داره اینه که همه اونو بپذیرن و این درحالیه که قرار نیست همه اونو بپذیرن و یا حتی دوسش داشته باشن چون همه، پدر و مادر آدم نیستن! این بچه جدای از اینکه حسابی تو ذوقش می خوره ممکنه به یه هیولایی تبدیل شه که خود رای و حسابی مغروره!
وارد بحث روانشناسی نمیشم ولی با وضع فعلی یکی دیگه رو گرفتار این جهنم نکنید!
ولی یه نکته ایی خداییش بگم. وقتی با بچتون خونه کسی مهمونی میرید خیلی حواستون به طفل نازنینتون باشه. یه سری کارا رو همه افرادی که بچه دارن توی مهمونی ها انجام میدن و حواسشون به همه چی هست. توضیحات بیشتر نمیدم ولی مراقب نازنینتون باشید. (خ ر گ گ.)
تا بعد :)
آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.