- چند سالتونه؟
- فرزند چندم خانواده اید؟
- تحصیلاتتون چیه؟
- شاغلید؟
- درآمدتون نسب به نُرم جامعه؟
- چه رشته ای خوندید؟
- کجا تحصیل کردید؟
- اصالتاً اهل کجا هستید؟
- فرزند چندم خانواده اید؟
- در خانواده خودتون بیشتر با چه کسی راحتید؟
- رفت و آمدهای خانوادگی و فامیلی شما چقدر هست؟
- میزان آشنایی شما با زبان انگلیسی یا آلمانی چقدره؟
- آیا ازدواج کردید یا نه؟
- چند تا بچه دارید؟ چه جنسیتی؟ چند ساله؟
- آیا تابحال دچار بیماری جسمی خاصی شدید؟
- آیا تا حالا عمل جراحی انجام دادید؟
- تیرویید یا مشکل هورمونی خاصی دارید؟
- آیا اهل مسافرت هستید؟
- طولانی ترین بازه زمانی که مسافرت رفتید؟
- تا بحال تجربه مسافرت خارج از کشور داشتید؟
- آیا آدم معاشرتی هستید؟
- دوستای صمیمیتون کجا زندگی می کنند؟ ایران یا خارج از کشور؟
- معمولاً چقدر با اطرافیانتون در هفته وقت میگذرونید؟ (بجز خانواده)
- آیا از نزدیکانتون کسیو از دست دادید؟ چه حسی داشتید؟ آیا این موضوع باعث میشه که در بعضی تصمیمات شما خللی ایجاد شه؟ درمورد همسر شما هم همین سوالات مطرح میشه.
- اینکه شما قبلاً آیا مشاوره گرفتید؟ حستون نسبت به اون جلسه چطور بوده؟ بنظرتون مفید بوده؟
- از سوال شما من اینو متوجه شدم که شما قصد دارید مهاجرت کنید اما الان انگار از توانتون خارجه، انگار یک وزنه به پاهای شما وصل شده چون میترسید از اینکه اینجا همه چیو رها کنید برید.
- از چی میترسید دقیقاً؟ ممکنه بدونم چی باعث ترس شما شده؟ اینکه مهاجرت موفقی نداشته باشید؟ اینکه بچه هاتون با محیط خو نگیرن؟ اینکه شما و یا همسرتون بترسید از جلو رفتن و اینکه نتونید ارتباط بگیرید با آدم ها؟ با اون محیط؟
- اینو در همین ابتدا بدونید که این تصمیم شما تنها زندگی شمارو عوض نمیکنه بلکه زندگی ۳ نفر دیگه از اعضای خانواده شما رو هم تحت شعاع قرار میده.
- آیا با همسرتون در این باره صحبت کردید؟ نظر ایشون نسبت ب این موضوع چیه؟ نگرشتون رو میخوام، هر دوی شما با هم چه فکری میکنید و جدا جدا چه فکری؟
پی نوشت: واقعاً روانشناسی کردن آدما خیلی سخته... از صحبت نفر باید بفهمی مشکل و دردش چیه. کار راحتی نیست.
بعد نوشت: این متن رو داخل توئیتر خوندم و متوجه شدم که زن و مرد چطور میتونن پشت هم در بیان: زَنِ مطیع مال پسر بیاعتماد به نفسِ لوزر و بی دستاورده… مردِ کامل مشوق پرواز زن میشه. زن باید خالق باشه، هربار سورپرایزت کنه. ذات خالق بودن با اطاعت در تناقضه! همهی اینها یک الزام داره اونم وفاداریه.
تا بعد
آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.