شنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 3:37 توسط حامد | 

سلام بچه ها... خوبین؟ دقیقاً یک هفته داشتم فکر میکردم که برای یه موضوعی چی بنویسم. هم مودبانه باشه، هم به کسی برنخوره، هم مفهوم رو برسونه، هم اینکه دلم کمی آروم بگیره. و اما خروجی این مغز آسیب دیده این شد:

چطور بعضی‌ها می‌تونن با اسم یکی دیگه کار کنن؟
کامنت بِدَن؟ حرف بِزَنَن؟
برای محافظت؟
برای کنجکاوی؟
برای شیطنت؟
یا برای پُر کردن خلأهای درونی که هیچ جوابی براشون پیدا نمی‌کنند؟

آدمیزاد دو سوی یک بی‌نهایته؛ بی‌نهایت پَست یا بی‌نهایت خوب.
اینکه کجا بایستیم، انتخاب خودمونه.

اما کاش یاد بگیریم:
تیری که از چله رها بشه، هیچ‌وقت به کمان برنمی‌گرده.
حرفی که دلی رو زخمی کنه، هیچ‌وقت از یاد نمی‌ره.

+ نمیدونم اسم مخاطب رو بیارم یا نه! اما برای اینکه احترام و جایگاه خصوصی شخص حفظ بشه دو کلمه اولش رو میارم. (خ.ب.)
- اگر پستی رمز اختصاصی داره، یعنی به شما مربوط نیست، لطفاً نخونید!
- اگر کنجکاوی باعث شد بخونید، لطفاً از نویسنده پیگیرتر نشید!
- و اگر پیگیرتر از نویسنده شدید، لااقل جملات اون رو بدون اجازه کپی نکنید و در حرف‌های خودتون ترکیب نکنید.

و مهم‌تر از همه:
اگر به وبلاگ‌های مختلف دسترسی دارید، یاد بگیرید با اسم بقیه کامنت نذارید، مخصوصاً کامنتی که فحاشی داره.

پی نوشت1: از سه شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۵۳ سره این موضوع و اون کامنت کُپ کردم.

پی نوشت2: کاری از دستم برنمیاد ولی من سزاوار این همه "ن" و "ف" نیستم.

پی نوشت3:

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

بعدنوشت 12 فروردین 1404: کامنت دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵:۲۳ چی میگه!!! من کی هستم! من کجام! {؟} چی میگه! به کی چی باید بگم!

تا بعد دوستان عزیز...

مشخصات
شرح حال این روزها آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.