بازگردد عاقبت آن دُر؟ "بلی"
رخ نماید یار سیمینبر؟ "بلی"
نوبهارِ حُسن آید سوی باغ
بشکفد آن شاخههای تر؟ "بلی"
ساقی ما یاد این مستان کند
یارِ دیگر، بَگربایی و ساغر؟ "بلی"
بعدنوشت: از تجربیات قدیمی های مهاجر که همیشه میگن: قبلِ مهاجرت، هرچی بهمون گفتن باور نکردیم… الان هم هرچی ما میگیم، بقیه باور نمیکنن. بعضی تجربهها رو فقط باید زندگی کنی.
تا بعد
آنکه تندرستي دارد اميد دارد و آنکه اميد دارد همه چيز دارد.